2012-10-27

آغاز روزنامه نگاری در ایران تا سانسور بی پایان

 

 
تاریخ روزنامه نگاری در ایران


 تاریخ روزنامه نگاری در ایران از زمانی شروع می شود که وقایع نگاران دربار قدیم کشور نشریاتی به شکل یک اطلاعیه کوتاه تهیه می کردند و در دسترس علاقمندان می گذاشتند .
 



تاریخ روزنامه نگاری در ایران از زمانی شروع می شود که وقایع نگاران دربار قدیم کشور نشریاتی به شکل یک اطلاعیه کوتاه تهیه می کردند و در دسترس علاقمندان می گذاشتند.

ابن نشریات منحصرا ً متضمن اخبار مربوط به دربار و خصوصا ً شخص شاه بود .
 
 
نخستین روزنامه ی ایران به سبک و شکل کنونی در سال سوم سلطنت ناصرالدین شاه یعنی سال 1190 هجری قمری در(195 سال پیش)زیر نظر میرزا تقی خان امیرنظام منتشر گردید. این نشریه به نام روزنامه ی «وقایع اتفاقیه» مشهور بود و به طورهفتگی منتشر می شد .

در سال 1277 ه. ق. که میرزا ابوالحسن خان نقاش باشی غفاری ملقب به صنیع الدوله برانتشارات دولتی و طبع رزنامه نگاری نظارت داشت روزنامه « علیه دولت ایران » که نشریه ای مصور بود منشتر شد و بعد از چندی نام آن به روزنامه ی دولتی تغییر پبدا کرد . انتشار این روزنامه تا سال 1324 هجری قمری تحت عنوان ایران «اقامه» داشت و بعد ازمدتی وقفه مجددا در سال 1429 هجری قمریی به نام « روزنامه ی رسمی دولت ایران » منتشر گردید .

در سال 1283 قمری روزنامه دیگری به نام « روزنامه ی ملتی » در تهران انتشار یافت . مقصود ازاستعمال کلمه ملتی این بود که روزنامه ی مزبور از نشریه ی دولتی کاملا ً متمایز باشد .

از شهرستان هائی که برای اولین بار روزنامه ی درآن ها منتشر شد ، شیراز ، اصفهان و تبریز را باید نام برد .

نخستین روزنامه ی یومیه ایران به نام خلاصه ی ـ الحودث » در سال 1316 قمری در تهران منتشر شد . این روزنامه چهار صفحه ای بود و اخبار خبرگزاری رویتر را که به هندوستان مخابره می شد میگرفت و منعکس می کرد .

بعد از استقرار مشروطیت چهار روزنامه ی یومیه به نامهای مجلس، ندای وطن ، حبل المتین و صبح صادق در ایران منتشر گردید . روزنامه ی مجلس که اخبار مجلس شورای ملی را منتشر می کرد زیرنظر میرزا محمد صادق طباطبائی (فررزند آقای سید محمد طباطبائی مجتهد که یکی از بانیان مشروطیت ایران است )اداره می شد.

بعد ازخلع محمد علی میرزا از سلطنت روزنامه های متعدد دیگری به طور روزانه در ایران منتشر گردید .

اولین نشریه علمی که درایران منتشر شد عنوان « روزنامه دولت علیه ایران »را داشت بعد ازاین روزنامه نشریات دیگری مانند گنجینه ی فنون ، فلاحت مظفری (علمی)، مجمع الاخلاق(اخلاقی)، دعوت الحق (علمی) ، مجمع بهار (ادبی)و آفتاب (علمی و ادبی) منتشر گردیدند .

اولین روزنامه فکاهی که درایران منتشر شد « نامه ی طلوع» نام داشت که در سال1318 قمری اولین شماره ی آن بیرون آمد .

مدیر این نشریه عبدالحمید خان متین السلطنه بود که بعدها نماینده ی مجلس شورای ملی شد .

روزنامه ها و مجلاتی که دردوران مشروطیت به سبک فکاهی منتشر شدند نقش مهمی را در توسعه ی مظبوعات ایران ایفا نموده اند . مهمترین این نشریات بدین قرارند :

کشکول ، تنبیه ، حشرات الارض ، بهلول شیدا ، شیخ چغندر و غیره .

ولی نشریه صور اسرافیل که مقارن همین احوال منتشر میشد از نظر مطالب فکاهی مقام اول را داشت .

نشریه فکاهی دیگری درتفلیس به زبان ترکی آذربایجانی منتشر شد که «ملانصرالدین» نام داشت .

مطالب استهزائی این جمله در سایر نشریات فکاهی ایران خصوصا ً صور اسرافیل اثرات بسیاری به جای می گذاشت. نویسنده ی ستون چرند و پرند صور اسرافیل علاقه ی فقید میرزا علی اکبر خان قزوینی معروف به دخوددهخدا بود.

اولین نشریه به زبان خارجی روزنامه ی وطن بود که به زبان فرانسه منتشر گردید . ازاین روزنامه فقط یک شماره درسال 1293 قمری به مدیریت « بارون لوئی دونورما» بلژیکی منتشرشد .این شخص در سال 1292 همراه ناصرالدین شاه از فرانسه به تهران آمده بود و چون در اولین شماره روزنامه اش مقاله ای در خصوص آزادی نوشت ، ناصرالدین شاه دستور تعطیلی آن را صادر نمود و نویسنده ی روزنامه نیز از ایران اخراج گردید .

اولین روزنامه ای که از طرف زنان درایران منتشر شد « دانش » نام داشت و درسال 1328 قمری توسط زوجه میرزا حسین خان کحال انتشار یافت .

از روزنامه هائی که درخارج از ایران منتشر میشد و بسیاری از اوقات به علت آزادی خواهی مدیرانشان ورود آنها به داخل کشور ممنوع میشد « اختر » به مدیریت آقا محمد طاهر تبریزی « قانون » به مدیریت پرنس میرزا ملکم خان ناظم الدوله فرزند میرزا یعقوب خان از ارامنه جلفای اصفهان و حبل المتین به مدیریت شیخ احمد روحی رای میتوان نام برد .

در مورد پیدایش شب نامه درمطبوعات ایران بعد از نشریات مخالفی از قبیل اختر و قانون باید بعضی از انتشارات ژلاتینی را که ابتدا در تبریز به شب نامه معروف بود ذکر کرد و همچنین «تلقین نامه ی ایران » که یک بار به شکل اندرز و اخطار در تبریز در دوره یسلطنت ناصر الدین شاه انتشار یافت .

شب نامه های شاهسون و نیز یک نشریه ی ژلاتینی دیگری که دراستامبول به نام لسان الغیب و غیرت شاهسون (نام ایلات معروف درشمال غرب ایران ) انتشار می یافت و زیر عنوان آن قید شده بود که « درهر چهار سال یک شماره منتشر میشود » ! این شب نامه ها ضمن مطالب فکاهی از اصول اداره دولت انتقاد می کردند .

به طور کلی تمام این نشریات روش انتقادی داشتند و در بیداری مردم ایران در آن زمان نقش حساسی را ایفا نموده اند .

لازم به تذکر است که محرک نهضت مشروطیت بدون هیچ گمان روزنامه ها بودند که منادی شکایات و مظهر عدم رضایت و نفرت عامه از اصول اداره ی کشور در آن موقع به شمار می رفتند .

تالیفات حاجی میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی و مخصوصا ً کتاب احمد یا سفینه ی طالبی ، در دو جلد تأثیری عظیم در افکار مردم آن زمان داشتند . و نیز سیاحت نامه ابراهیم بیک انتشار آن همزمان با دوران طغیان عدم رضایت عمومی بود و در تحریک حس نفرت و انزجار مردم ایران نسبت به اصو ل حکومت قبل از مشروطیت نقش بزرگی داشت .

در دوره ی مشروطیت بیداری افکار عمومی به سرعت و شدت اوج گرفت و روزنامه ها نفوذ عظیم و سهم مهمی در تجدید حیات اندیشه های مردم داشتند .

روزنامه های مجلس ـ صوراسرافیل و ایران نور در توسعه ی تکامل افکار عمومی خدمات ذیقیمتی انجام دادند و شرافت الجمال چنته ی پا برهنه و دیگر جراید نیز در بیداری مردماثر داشتند . روزنامه های ثریا و پرورش که به قبم میرزا علی محمد خان شیبافی کاشانی نگاشته می شد نفوذ فوق العاده ای درافکار عمومی داشتند .

از روزنامه های ادبی تربیت ، ادب و بهار ، از نشریات طراز اول محسوب می شدند .

در میان روزنامه ها فقط سه نشریه « اقیانوس»،« آی ملا عمو » ، «فکر » مدافع علنی وآشکار استبداد بودند .

پرفروشترین روزنامه های ایران دردوران مشوطیت روزنامه ی مجلس بود که مذاکرات شورای ملی را منتشر می ساخت و ده هزار نسخه چاپ میکرد.

در دوره ی دوم مشروطیت قطع روزنامه های یومیه بزرگترشد ولی تیراژ آنها کاهش پیدا نمود مثلا ً روزنامه ی استقلال ایران از هشتصدتا هزار نسخه و ایران نو که کثیرالانتشار ترین مطبوعات به شمار می رفت ازدو تا دو هزار و پانصد نسخه چاپ میشد و بندرت به سه هزار می رسید .


کاهش خوانندگان روزنامه به طور کلی نتیجه ی توسعه ی فقر عمومی به علت وقوع حوادث ناگوار بود و به همین جهت معمولا ً چندین نفر یک شماره روزنامه را به شراکت خریده و از آن استفاده می کردند .

قدیمی ترین روزنامه های فارسی به خط نستعلیق بوده و تغییر به خط نسخ یک مرحله ترقی در زمینه ی چاپ روزنامه به شمار می رود . نخستین روزنامه ای که با چاپ سنگی منتشر شد . روزنامه ی اختربود .
تعداد روزنامه های ایران درسال 1325 هجر قمری 84 بود و در سال 1328 قمری این رقم به 36 و در1329 قمری به 33 تقلیل پیدا کرد .

مطبوعات در زمان حاضر ـ سنوات قبل از 327 هجری قمری (1298 شمسی) مربوط به دوران پیدایش و توسعه تدریجی جراید درایران است زیرا از این سال به بعد شماره روزنامه ها درتهران وشهرستان ها به سرعت روز به فزونی گذاشت و افزایش عده ی خوانندگان رونامه که نتیجه ی مستقیم جنبش های ملی و توسعه ی فرهنگ بود به توسعه و پیشرفت روزنامه ها در کشور ما کمک شایانی کرد .

در جنگ جهانی مردم را بیش ازپیش به اهمیت روزنامه و اقف نمود و اقداماتی که از شروع سلسله ی پهلوی جهت آشنا نمودن مردم با کشور با آنچه در دنیا می گذرد به عمل آمد علاقه ی مردم را به خواندن روزنامه دو چندان کرد.



 

 
 




از « وقایع اتفاقیه »
تا تاسیس دایره سانسور در ایران

در وبلاگ مطبوعات از درون ، هر جا فرصتی دست دهد ، به گوشه هایی از تاریخچه شکل گیری و سیر تکاملی مطبوعات در ایران می پردازیم . بخش نخست این سلسله نوشتار را در اینجا ملاحظه می فرمایید :

بیداری ایرانیان و آگاهی از پیشرفت های مغرب زمین

... ایرانیان مصمم شدند تا از دانش و تکنیک غرب بی بهره نمانند و تلاش هایی را برای نیل به این هدف آغاز کردند . اعزام محصل به اروپا برای آشنایی با علوم و فنون غرب ، دعوت از مشاوران نظامی و غیره نظامی غربی ، ترجمه کتاب های اروپایی ، انتشار روزنامه، تاسیس دارالفنون و مدارس جدید ، دارالترجمه ، دارالتالیف و دارالطباعه ، تاسیس انجمن ها و ... در زمره این تلاشهاست که هر کدام به نوبه خود ، سهم عظیمی در بیداری ایرانیان داشته اند . اما از آنجا که بررسی همه این امور در مقاله حاضر مقدور نیست ، تنها به یکی دو مورد از آنها اشاره می کنیم :

انتشار روزنامه و نقش آن در آگاهی دادن به ایرانیان

کلمه روزنامه در زبان فارسی ، ریشه ای قدیمی دارد . در بسیاری از کتابهای قرون اولیه اسلامی ، این کلمه با معرب آن به صورت « روزنامجه » دیده می شود.
از جمله ذکر گردیده که صاحب بن عباد ، کاتب و وزیر مشهور آل بویه (م ۳۸۵ ه.ق) روزنامه ای داشته و وقایع روزانه را در آن ثبت می کرده است .
 بنابراین، روزنامه در گذشته های دور به معنی دفتر یادداشت و گزارش های روزانه به کار می رفته است . اما روزنامه به معنی معمول و رایج کنونی ، همان کاغذ اخبار (Newspaper) انگلیسی است .
نخستین روزنامه فارسی ، کاغذ اخبار بود که توسط میرزا صالح شیرازی (یکی از دانشجویان اعزامی به فرنگستان) و در عهد محمدشاه ، به سال ۱۲۵۳ تا ۱۸۳۷ هجری قمری و به طور ماهیانه منتشر می شد .
دومین روزنامه « وقایع اتفاقیه » بود که به دستور امیرکبیر و از سال ۱۲۶۷ منتشر شد. در این روزنامه علاوه بر اخبار دولت و دربار ، از اوضاع سیاسی و اجتماعی اروپا و آمریکا نیز مطالبی نوشته می شد.
این نشریه بعدها به نام روزنامه « دولت علیه ایران » تغییر نام داد. روزنامه های دیگری نیز همچون «روزنامه علمیه دولت علیه ایران»، «روزنامه ایران»، «روزنامه رسمی ایران»، «شرف»، «شرافت»، «تربیت»، «مریخ»، «اطلاع» و ... در تهران و در عهد ناصری و مظفری منتشر می شدند.
برخی شهرستانها نیز روزنامه خاص خود را داشتند. از آن جمله اند روزنامه های «تبریز»، «احتیاج»، «الحدید»، «ادب» و «کمال» که در تبریز منتشر می شد و « فارس » که در شیراز و « فرهنگ » که در اصفهان به طبع می رسید.
 
اغلب این روزنامه ها دولتی بودند و طبیعی است که مطالب آنها نیز در راستای تحکیم موقعیت حکومت قاجارها بود، اما در عین حال، اطلاعات مختصری هم درباره اوضاع و احوال کشورهای جهان، به ویژه پیشرفت های اروپاییان در آن ها درج می شد و در آگاه سازی مردم بسیار موثر بود.

تاسیس دایره سانسور در ایران

بیشترین تاثیر را در این رابطه باید به روزنامه های غیر دولتی نسبت داد که در خارج از ایران و توسط روشنفکران ایران منتشر می شد.
چنین روزنامه هایی درباره اوضاع ایران آزادانه سخن می راندند و خواهان اصلاحات و نوگرایی در ایران بودند. اما از آنجا که دربار ایران را آماج حملات منتقدانه خود قرار می دادند، دولت ناصری محمدحسن خان اعتماد السلطنه را مامور ساخت تا به عنوان رییس دارالطباعه و دارالترجمه دولتی، دایره سانسور مطبوعات را زیر نظر وزارت انطباعات به وجود آورد تا ضمن کنترل روزنامه های داخلی، از ورود و انتشار روزنامه های منتشر در خارج نیز جلوگیری کند.
 
یکی از نخستین این روزنامه ها « اختر » بود که از سال ۱۲۹۲ و به مدیریت آقامحمدطاهر تبریزی و در اسلامبول به چاپ می رسید. نویسندگان این روزنامه، افراد روشنفکری بودند و کسانی چون میرزا آقاخان کرمانی، شیخ احمد روحی، میرزا مهدی خان تبریزی، و میرزا علی محمدخان کاشانی با این روزنامه همکاری نزدیک داشتند.
« قانون » نیز از دیگر روزنامه های دولتی بود که انتشار آن از سال ۱۳۰۷ ه.ق در لندن به وسیله میرزا ملکم خان آغاز شد.
نوشته های این روزنامه سبک ساده و شیرینی داشت و مطالب آن از روی اطلاع نوشته می شد. روزنامه قانون در انقلاب فکری و نهضت سیاسی و اجتماعی مشروطیت نقش و تاثیر زیادی داشت.
 
روزنامه بعدی « حکمت » بود که به سال ۱۳۱۰ ه.ق توسط میرزا مهدی خان تبریزی در قاهره چاپ شد و در نوشتن پارسی سره ، بدون ترکیبات عربی اصرار زیادی داشت. این روزنامه تا اوایل مشروطیت ایران منتشر می شد و مقالات مندرج در آن، در بیداری ایرانیان بسیار موثر واقع گردید. اما از همه این روزنامه ها بنام تر، روزنامه « حبل المتین » بود که انتشار آن از سال ۱۳۱۱ ه.ق در کلکته و توسط سید جلال الدین کاشانی مویدالاسلام آغاز شد. حبل المتین درباره گرفتاری های سیاسی ایران مطالب زیادی می نوشت و راهنمایی های بسیاری می کرد.
به خصوص در پیدایی فکر قانون خواهی و مشروطه طلبی ایرانیان تاثیر داشت.

     از عواملی که مایه رواج و اشتهار روزنامه حبل المتین گردید، این بود که حاجی زین العابدین تقی اف، از روشنفکران ثروتمند ایرانی الاصل منطقه قفقاز، مبلغ زیادی پول برای مویدالاسلام فرستاد تا او، روزنامه را به رایگان برای علمای نجف و سایر مناطق بفرستد.
به این ترتیب میان علما و روزنامه حبل المتین پیوستگی به وجود آمد و علمایی همچون شیخ حسن ممقانی و فاضل شربیانی، دو تن از مراجع تقلید، به ستایش آن پرداختند.
 دولت ایران قرائت و نشر حبل المتین را ممنوع اعلام کرد، اما این روزنامه به اشکال مختلف به کشور می رسید و در اختیار علاقه مندان قرار می گرفت.
علاوه بر روزنامه یاد شده، روزنامه دیگری نیز همچون « پرورش » و « ثریا » در مصر منتشر می شد که اینان نیز به نوبه خود در بیداری ایرانیان و رشد تفکر مشروطه خواهی آنان بی تاثیر نبودند.


گردآوری: الهام اشرف جو
 
 

2012-09-01

ایران مصدق ؛ ایران گاندی می خواهد!





دکتر محمد مصدق در سال 1261 هجري شمسي در تهران، در يک خانواده اشرافي بدنيا آمد.

مصدق در سال 1287 شمسي براي ادامه تحصيلات خود به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصيل در مدرسه علوم سياسي پاريس به سويس رفت و در اين مرحله به اخذ درجه دکتراي حقوق نائل آمد.
 
دکتر مصق در دوره پنجم و ششم مجلس شواري ملي به وکالت مردم تهران انتخاب و در همين زمان که با صحنه سازي سلطنت خاندان قاجار منقرض و رضا خان سردار سپه و نخست وزير فعلي به مقام پادشاهي رسيد، او قاطعانه با اين انتخاب به مخالفت برخاست.
زمانيکه عمر مجلس ششم به پايان رسيد و رضا شاه با ديکتاتوري مطلق فاتحه حکومت مشروطه و دمکراسي را خواند، دکتر مصدق طي ساليان دراز خانه نشين شد و در اواخر سلطنت پهلوي اول که همه رجال سابق يا از بين رفته بودند و يا دست بيعت به حکومت داده بودند، مصدق به زندان افتاد ولي پس از چند ماه آزاد شد و تحت نظر در ملک خود در احمد آباد مجبور به سکوت شد. رضا شاه در سال 1320 پس از اشغال ايران بوسيله قواي روس و انگليس، از سلطنت برکنار گشت و به آفريقاي جنوبي تبعيد گشت و دکتر مصدق به تهران برگشت.

در انتخابات دوره 15 مجلس بخاطر مداخلات نامشروع قوام السلطنه ( نخست وزير ) و شاه مانع شدند تا دکتر مصدق قدم بمجلس بگذارد و انگليسيها بتوانند قرارداد تحميلي سال 1933 دوره رضا شاه را که بمدت 60 سال حقوق ملت ايران را از نفت جنوب ضايع مي ساخت، در دولت ساعد مراغه اي تنفيذ سازند. خوشبختانه بر اثر فشار افکار عمومي مقصود انگليسيها تامين نشد و عمر مجلس پانزدهم سر رسيد. در همين دوران بود که دکتر مصدق و همراهان وي اقدام به پايه گذاري جبههً ملي ايران را نمودند ( 1328 ).

بر خلاف انتظار انگليسي ها، در انتخابات مجلس 16 با همه تقلبات و حمايت شاه و دربار صندوقهاي ساختگي آرا تهران باطل شد و هژير وزير دربار دست نشانده والاحضرت اشرف بقتل رسيد و در نوبت دوم انتخابات، دکتر مصدق و گروهي از يارانش که هنوز دو سه نفري از آنها راه خيانت در پيش نگرفته بودند، بمجلس راه يافتند؛ که در همين مجلس پس از کشته شدن سپهبد رزم آرا، طرح ملي شدن صنايع نفت جنوب به رهبري دکتر مصدق تصويب شد و اندکي بعد در شور و اشتياق عمومي دکتر مصدق به نخست وزيري رسيد تا قانون ملي شدن صنعت نفت را به اجرا در آورد.

در ارديبهشت ماه سال 1330 دکتر مصدق با تکيه به راي اعتماد اکثر نمايندگان مجلس به نخست وزيري رسيد.
نخستين اقدام دکتر مصدق پس از معرفي کابينه، اجراي طرح ملي شدن صنعت نفت بود.


دکتر مصدق برا ي جلوگيري از کارشکنيهاي ارتش درخواست انتقال وزارت جنگ به دولت را از شاه نمود  که اين درخواست از طرف شاه رد شد به همين دليل دکتر مصدق در 25 تيرماه 1331 در مقام نخست وزيري استعفا ميکند.

در روز 28 مرداد ماه 1332 دولتين آمريکا و انگليس با اجراي نقشه دقيقتري دست به کودتاي ديگري عليه دولت ملي دکتر مصدق زدند که اينبار باعث سقوط دلت مصدق گشت.
 
در روز 29 مرداد دکتر مصدق و يارانش خود را به حکومت کودتا به رهبري ژنرال زاهدي تسليم کردند.
 
در دادگاهي نظامي، دکتر مصدق با برملا کردن اسرار کودتاي 25 و 28 مرداد چهره کودتاچيان را نزد جهانيان رسوا ساخت.
 
در پايان دادگاه وي را به 3 سال زندان محکوم کردند و پس از گذراندن 3 سال زندان، دکتر مصدق به ملک خود در احمد آباد تبعيد گشت و تا آخر عمر تحت نظارت شديد بود.
 
در 14 اسفند ماه 1345 دکتر محمد مصدق بدليل بيماري سرطان، در سن 84 سالگي دار فاني را وداع گفت. پيکر مطهر وي در يکي از اتاقهاي خانه اش در احمد آباد به خاک سپرده شد.
 
 
 
گاندي در دوم اكتبر 1869 در روستايي در ايالت گجرات هند متولد شد.
هجده ساله بود كه به راهنمايي يكي از دوستان خانوادگي، براي ادامه تحصيل به انگلستان فرستاده شد.
در آغاز ورود به لندن نهايت كوشش خود را به كار برد كه جنتلمن واقعي باشد، اما اقامت در لندن و آشنايي با محافل دانشگاهيان و شرق شناسان طبيعت ثانوي او را كامل كرد و از اين جوان محجوب، يك مرد شرقي مبادي آداب، آرام و كامل ساخت.
در سال 1891 به وطن بازگشت و در بمبئي به وكالت پرداخت و پس از چندی به عنوان وكيل يك شركت تجاري مسلمان و هندي استخدام شد .
در سال 1893 عازم شهر ناتال در آفريقاي جنوبي شد. در آفريقاي جنوبي او با مشاهده تبعيض نژادي، به خصوص در قبايل اقليت هندي تبار اين كشور، نهضت مبارزه با تبعيض نژادي را پايه گذاشت.
او خاطره تلخ كتك خوردن مأمور قطاري را كه به او اجازه داد در كوپه درجه يك بنشيند تا پايان عمر فراموش نكرد.
گاندي در حالي به وطن برگشت (سال 1917) كه شهرت خاص و عام يافته بود.
 ناشناس از وطن رفته و سرشناس برگشته بود. از حدود سالهاي بعد از جنگ جهاني اول تا بعد از جنگ جهاني دوم يعني حدود گاندی سی و سه  سال بي وقفه براي نجات مردم خود و استقلال كشورش از يوغ انگليسيها مبارزه كرد.
 بالاخره بعد از تحمل رنج هاي فراوان در اين راه و همراهی افرادی چون «جواهر لعل نهرو» در آگوست 1947 كشور هند را به استقلال و مردمش را به آزادي رسانيد.
 گاندی پس از اعلام استقلال حاضر به قبول مقامي در حكومت هند نشد و رهبري كنگره را به نهرو داد.
 شيوه مبارزه ای مهاتما گاندی در نوع خود در جهان بي نظير بوده است.
شيوه مبارزه او امروزه در جهان به عنوان يك الگو و فلسفه مطرح است، او هميشه بر حقيقت، صلح و عدم خشونت برای رسيدن به مقاصد تاكيد فراوان داشت.
بعدازظهر روز 30 ژانويه 1948، تنها پنج ماه پس از استقلال هند، هنگامي كه مهاتما گاندي از خانه موقتي اش در دهلي به طرف يك جلسه دعا مي رفت، از ناحيه شكم و سينه هدف سه گلوله قرار گرفت و جان سپرد.
 
 
گردآوری: الهام اشرف جو  

2012-08-02

آزادی بیان .....!؟



 آزادی بیان .....!؟

آزادی ابراز عقیده یا آزادی بیان، ابراز بیان به صورت آزاد و بدون سانسور است.
آزادی بیان از شمار حقوق بشر و انسانی محسوب می‌شود که تحت نظر قوانین بین‌المللی ضمانت شده است.
این حق به طور مشخص در بند ۱۹ قانون جهانی حقوق بشر اشاره شده‌است:

« آزادی بیان : هرکسی حق دارد بدون ترس و واهمه باورهای خود را به هر شیوه‌ای که می‌پسندند بیان کند. »
هر چند که اجرای آن به طور کم و بیش در برخی از کشورهای جهان همچنان با کمبود و مشکل مواجه است.
آزادی ابراز عقیده که با عنوان آزادی بیان نیز از آن یاد می‌شود شامل آزادی گفتار، انتشار و دریافت هر گونه اطلاعات است.

مفهوم آزادی بیان
 آزادی های عمومی شامل اوضاع و احوال حقوقی معینی است که در قوانین پیش بینی گردیده است و به موجب آن هر فرد حق زندگی، فعالیت بدون فشار و اجبار را دارد این حق از طریق دادگستری و اجرای حاکمیت قانون مورد حمایت قرار می گیرد.

آزادیهای عمومی با دو شاخه آزادیهای عمومی فرد (مثل رفت و آمد و آموزش و آزادی های عمومی فکری که سیاسی هم می گویند و در واقع آزادی عقیده آزادی بیان در این شاخه قرار می گیرد.

در فرهنگ علوم سیاسی تعریف زیر را برای آزادی بیان عنوان کرده اند:«آزادی افراد در بیان عقیده و ایراد نطق و خطابه بدون ترس از دخالت دولت».

 برای اولین بار یک تعریف حقیقی از آزادی بیان به معنای اعم و همچنین آزادی مطبوعات در سال 1789 در اعلامیه حقوق بشر و شهروند انقلاب کبیر فرانسه ارائه شد:
«آزادی عبارت از انجام هرکاری است که به دیگری لطمه وارد نسازد بنابراین اعمال حقوق طبیعی هر شخص محدودیتی جز آنچه برای تامین حقوق طبیعی اعضای دیگر جامعه در نظر گرفته شده است ندارد و این محدودیت را فقط قانون تعیین می کند».

جان استوارت میل آزادی بیان را گل سرسبد تمام آزادی های مدنی به شمار می آورد «زیرا بیان در واقع تبلور خارجی یا مظهر بیرونی قضاوتهای ذهنی و عقلایی ما به شمار می رود و آزادی قضات به هیچ وجه نمی تواند مستقل از آزادی بیان باشد»
وی همچنین معتقد است سرکوب یک عقیده به سرکوب حقیقت می انجامد و می گوید:«اگر همه افراد بشر به جز یک نفر هم عقیده باشند همه این افراد در مقایسه با آن یک نفر حق بیشتری برای سرکوب کردن دیگران نخواهند داشت اگر عقیده همه آنها درست باشد آنها فرصت اصلاح خطای فرد را از دست خواهند داد و اگر عقیده آنها اشتباه باشد آنها برداشتی ملموس تر از نوعی حقیقت را که در اثر برخورد با خطا بوجود می آید از دست خواهند داد.
وی معتقد است چون هیچ کس مصون از خطا نیست قضاوت درباره درستی و نادرستی یک عقیده باید به عهده همه افراد باشد وی همچنین ادعا می کند که تنها راه رسیدن به شناخت کامل هر موضوع شنیدن عقایدی است که افراد و شخصیت های گوناگون ممکن است درمورد آن موضوع داشته باشند.
اهمیت آزادی بیان در جهان امروز
با گسترش شبکه های رایانه ای و اینترنت در جهان امروز فرصت های جدید و چشمگیری برای تضمین آزادی بیان ایجاد شده است این فناوریها نوعی ارتباط را فراهم کرده اند که قادر به دور زدن دروازه بانان رسانه ها و مقاومت در برابر کنترل های دولتی بر آزادی بیان است.
بنابراین می توان یکی از ویژگی های عصر حاضر را با حضور رسانه های دو طرفه آزادی بیان دانست چرا که افراد می توانند عقایدشان را ابراز کنند و در این مورد رسانسور دولتی محدود شده است.
 بویژه اینترنت که وسیله ای نسبتاً ارزان است و دیگر سرمایه داران نمی توانند به خاطر در اختیار داشتن منابع مالی بر آن سلطه یابند و فضایی فراهم می کند که کاربران در آن بدور از سانسور با یکدیگر به ردوبدل اطلاعات بپردازند.
بنابراین در عصر حاضر تنها توجه به آزادیها کافی نیست و ایجاد امکانات لازم برای بهره برداری از آزادی ها به عنوان حق مسلم بشری اهمیت دارد و از همین روی در اعلامیه ها به جای آزادی مطبوعات و اطلاعات از حق ارتباط وحق استفاده از اطلاعات یاد می کنند.
بنابراین در این عصر، که عصر جامعه اطلاعاتی نیز گویند جامعه ای خواهد بود که آزادیها گسترش می یابد ولی توجه به برابری در کنار آزادی درعصر حاضر اصل مهمی است که نمی توان کتمان کرد و البته گسترش آزادی ها و جریان آزاد اطلاعات از طریق فناوری های اطلاع رسانی و ارتباطات از راه دور می تواند خطرات و تهدیداتی چون خشونت، نفرت و جرایم اینترنتی را به همراه داشته باشد و همچنین ادغام عظیم شرکت های فراملی می توان آزادی را محدود و خط و مرزهایی پیرامون جریان آزاد اطلاعات ایجاد کند.
آزادی بیان در قانون ملی
در دوره پس از مشروطیت اولین قانون مطبوعات ایران در پنجم محرم 1326 به تقلید از قانون مطبوعات 26 ژوئیه 1881 فرانسه تصویب شد که در آن به اصل آزادی مطبوعات که نمایانگر آزادی بیان است توجه شد ولی قوانین مطبوعات بعدی تحت تاثیر حاکمیت استبداری براساس رد مجوز وامتیاز منعقد گردید.
از جمله قانون سوم دی ماه 1321 در دوران قوام السلطنه که در آن به لزوم امتیاز اشاره شده بود و قانون 15 بهمن 1331 به جای امتیاز، «اجازه نامه» پیش بینی گردیدو دوباره در سال 1334 به جای اجاره نامه «امتیاز» پیش بینی شد.
 بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تدوین قانون اساسی بنابراین در اصل بیست و سوم تفتیش عقاید ممنوع اعلام گردید!!!!! و در اصل بیست و چهارم به آزادی بیان در مطبوعات اشاره شد:«نشریات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد»!!!!!(۱) اما در قانون مطبوعات همچنان بر شیوه امتیاز و پروانه برای انتشار تاکید شد. !!(۱)
در قوانین اساسی سایر کشورها نیز مساله آزادی بیان عنوان شده است. به طور مثال در اصل 5 قانون اساسی آلمان آمده«هر فردی حق دارد عقیده خود را آزادانه بوسیله نطق و قلم و تصاویر بیان و نشر سازد و بدون مانع از منابعی که در دسترس همگان است بر اطلاعات خویش بیفزاید». همچنین در قانون اساسی ژاپن، اصل 21 آزادی بیان تضمین گردیده و بر عدم اعمال سانسور تاکید شده است. ماده دوازدهم قانون اساسی فنلاند نیز آورده:«هر کسی حق آزادی بیان دارد این حق در بردارنده حق بیان، اشاعه و دریافت اطلعات عقاید و سایر ابزارهای ارتباطی بدون مداخله پیشین توسط هر کس است».
آزادی بیان در قوانین بین المللی
بسیاری براین باورند که دسترسی به اطلاعات یک حق بنیادی بشری است منشأ این باور را می توان در ابزارهای بین المللی تضمین کننده حقوق بشر یافت. مهم ترین این ابزار اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال 1948 و ماده 19 کنوانسیون بین المللی مدنی و سیاسی است. اما برای رسیدن به این آزادی سیر تحول تاریخی در غرب شکل گرفت ولی از اواخر قرن 19 با گسترش مطبوعات گردهمایی های بین المللی انجام شد مهم ترین آن کنگره بین المللی مطبوعات در شیکاگو در سال 1893 و همچنین بلژیک در سال 1894 است که درباره آزادی جستجو و پخش اخبار و جریان آزاد اطلاعات بود. کنفرانس هایی نیز در سالهای 1932 و 1933 در کپنهاگ و مادرید برگزار شد که منجر به صدور قطعنامه در مورد مسائل مربوط به آزادی بین المللی مطبوعات گردید.
در سال 1948 در ژنو به توانایی جستجو، انتقال، انتشار و دریافت آزادنه افکار و عقاید اشاره شد. در اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز در سال 1948 چنین ذکر شد «هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظآت مرزی آزاد باشد». در ماده مذکور آزادی اطلاعات یکی از عناصر آزادی بیان در نظر گرفته شد.
منشور ملل متحد نیز در سال 1945 در ماده اول آن اقدام به حقوق بشر و آزادی های اساسی برای همگان را بدون تمایز از حیث نژاد، جنس زبان و مذهب به عنوان هدف بیان کرده بود.
ماده 19 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب شانزدهم دسامبر1966 نیز چنین آورده:
1- هیچ کس را نمی توان به مناسبت عقایدش مورد مزاحمت قرار داد.
2- هر کس حق آزادی بیان دارد. این حق شامل آزادی تفحص و جستجو، اشاعه اطلاعات و افکار بدون توجه به سرحدات خواه شفاهاً یا به صورت نوشته یا چاپ یا به صورت هنری یا هر وسیله دیگر به انتخاب خود می باشد.»
البته در همین ماده محدودیت هایی چون احترام یا حیثیت دیگران، حفظ امنیت ملی یا نظم عمومی یا سلامت و اخلاق عمومی مورد تاکید واقع شده بود.
کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر در سال 1969 نیز که مربوط به حمایت حقوقی بین المللی درنمیکرده غربی بود و تا حدود زیادی براساس کنوانسیون اروپایی شکل گرفته بود بر آزادی های اساسی مدنی و سیاسی تاکید داشته و بیان کرده«اعمال حقوق فوق(آزادی اندیشه و بیان)» نباید در معرض سانسور باشد.
کنوانسیون اروپایی حقوق بشر مصوب 1950 در ماده 10 خود آورده:«هرکس حق آزادی بیان دارد. این حق باید متضمن داشتن آزادی در عقیده کسب و اشاعه اطلاعات و عقاید بدون مداخله اقتدار عمومی و صرف نظر ار مرزها باشد».

 اعلامیه آزادی بیان و اطلاعات، کمیته وزاری شورای اروپا مصوب 1982 درماده 2 مقدمه خود به ماده 10 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر تاکید و در مورد آزادی بیان در ماده 4 آورده: آزادی بیان و اطلاعات برای توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی انسان ضروری است و شرط پیشرفت هماهنگ گروه های اجتماعی و فرهنگی ملت ها و جامعه بین الملل به شمار می رود.
سازمان امنیت و همکاری اروپا بدنبال برگزاری نشست های مختلف بر حق آزادی بیان تاکید نموده و در نشست مادرید(1983) به گونه ای کاربردی مسیر آزادی بیان را مشخص و هموارتر ساخته است همچنین در نشست وین(1986) در ماده 35 چنین آمده: آنها (دولت های عضو) از هر فرصتی که ابزارهای مدرن ارتباطی مشتمل برکابل و ماهواره فراهم سازد و در جهت اشاعه گستره تر و آزادتر همه انواع اطلاعات استفاده خواهند کرد. همچنین سازمان امنیت و همکاری اروپا در نشست کپنهاگ بر مشارکت فعالانه در گستره حقوق بنیادین شهروندان تاکید می نماید.
کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در سال 1993 دستور تشکیل شدن دفتر گزارش ویژه سازمان درباره آزادی عقیده و بیان را داد. گزارشگر ویژه این سازمان در سال 1996 اعلام داشت حق جستجو یا دسترسی داشتن به اطلاعات یکی از اساسی ترین عناصر آزادی سخن و بیان است. مصوبه دیگر اعلامیه اصول آزادی بیان در آفریقاست که در ان اعمال محددیت در زمینه آزدای بیان را فقط براساس پایه قانونی مجاز دانسته و اینکه در خدمت نفع مشروع و ضروری باشد.
در بیانیه اصول اجلاس عالی سران درباره جامعه اطلاعاتی در 12 دسامبر 2003 با تاکید بر جامعه اطلاعاتی برای همه بر دسترسی همگان به اطلاعات تاکید شده است.


 منابع  کتب  مربوط به قوانین حقوقی بشر ـ کتب ارتباطات اجتماعی ـ  سایت های مرتبط ـ قانون اساسی ایران



گردآورنده  الهام اشرف جو

کارشناس علوم ارتباطات اجتماعی




پ. ن ۱ علامت تعجب (!) از سوی گردآورنده گذاشته شده است.

2012-07-22






شعری زیبا و پرشور از هیلا صدیقی تقدیم به تمامی شهدای سبز به خصوص دانشجویان شهید راه آزادی ... ما بیشماریم...


هوا بارانی است و فصل پاییز/ گلوی آسمان از بغض لبریز//
به سجده آمده ابری که انگار/ شد ه از داغ تابستانه سر ریز//
هوای مدرسه بوی الفبا/ صدای زنگ اول محکم و تیز//
جزای خنده های بی مجوز/ و شادیها و تفریحات ناچیز//
برای نوجوانی ها ی ما بود / فرود خشم و تهمت های یکریز//
رسیده اول مهر و درونم / پر است از لحظه های خاطرانگیز//
کلاس درس خالی مانده از تو / من و گلهای پزمرده سرمیز//
هوا پاییزی و بارانی ام من / درون خشم خود زندانی ام من //
چه فردای خوشی را خواب دیدیم / تمام نقشه ها بر آب دیدیم //
چه دورانی چه رویای عبوری / چه جستن ها به دنبال ظهوری //
من و تو نسل بی پرواز بودیم / اسیر پنجه های باز بودیم //
همان بازی که با تیغ سر انگشت/ به پیش چشمهای من تو را کشت //
تمام آرزو ها را فنا کرد / دو دست دوستیمان را جدا کرد //
تو جام شوکران را سر کشیدی / به ناگه از کنارم پر کشیدی//
به دانه دانه اشک مادرانه / به آن اندیشه های جاودانه //
به قطره قطره خون عشق سوگند / به سوز سینه های مانده در بند//
دلم صد پاره شد بر خاک افتاد / به قلیم از غمت صد چاک افتاد //
بگو ـ بگو آنچا که رفتی شاد هستی / در آن سوی حیاط آزاد هستی //
هوای نوجوانی خاطرت هست / هنوزم عشق میهن در سرت هست //
بگو آنجا که رفتی هرزه ای نیست / تبر تقدیر سرو و سبزه ای نیست //
کسی دزد شعورت نیست آنجا / تجاوز به غرورت نیست آنجا//
خبر از گورهای بی نشان هست / صدای زجه های مادران هست//
بخوا ن همدرد من هم نسل و همراه / بخوان شعر مرا با حسرت و آه //
دوباره اول مهر است و پاییز / گلوی آسمان از بغض لبریز//
من و میزی که خالی مانده از تو / و گلهایی که پزمرده سر میز


2012-05-21

ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم....!



ماه خرداد همیشه با اتفاقات و حوادث تاثیرگذاری برای جامعه و تاریخ ایران همراه بوده است.

حوادث ۱۵ خرداد سال  هزار و سیصد و چهل و دو شمسی که  به قولی اولین بنای نهضت انقلاب ایران بود.
آزادی خرمشهر در تاریخ سوم خرداد سال هزار و سیصد وشصت و یک پس از ۳۵ روز مقاومت در تاریخ ۴ آبان ماه ۱۳۵۹ اشغال شده بود، پس از ۵۷۵ روز اشغال آزاد شد.

فوت بنیانگذار انقلاب در تاریخ سیزدهم خرداد سال هزار و سیصد وشصت و هشت شمسی. 

انتخاب سید محمد خاتمی وزیر فرهنگ و ارشاد دولت هاشمی رفسنجانی در انتخابات دوم خرداد یک هزار و سیصد و هفتاد و شش شمسی به عنوان رییس جمهور ایران بود.

این انتخابات به خاطر به دست آوردن  ۶۹ درصد آرا و به دست آوردن ۲۰ میلیون از ۲۹ میلیون رای ممکن  خاتمی و با پیروزی بر علی اکبر ناطق نوری نامزد محافظه کاران فصل جدیدی را در تاریخ جمهوری اسلامی رقم زد. 

مهمترین ویژگی حاکمیت اصلاح طلبان در مدت هشت سال باز شدن فضای سیاسی و رسانه ای کشور بود که امکان حضور تاثیرگذار مردم را در عرصه سیاست بیش از پیش ممکن ساخت.

اما خرداد یک هزار وسیصد هشتاد و هشت انتخابات ریاست جمهوری در این انتخابات احمدی نژاد رییس جمهور دور قبل که توانسته بود با وجود آنکه چهره شناخته شده ای در برابر هاشمی رفسنجانی نبود اما به خاطر داشتن ظاهری ساده بیان وعده های ساده زیستی و ایجاد عدالت و مبارز با فساد اقتصادی و آزادی توانست درست در زمانی که مردم هر روز با اخبار مال اندوزی مسولان نظام روبرو می شدند پیروز انتخابات شود.

اما بعد از چهار سال مردم  بار دیگر خود را فریب خورده  وعده های پوشالی دیدن و ضمن آنکه در حوزه سیاست بین المللی و روابط دیپلماسی موقعیت ایران در زمان احمدی نژاد بیش از پیش وضع نگران کننده ای به خود گرفت وعده های آزادی تو خالی رفتارهای سیاسی و تصمیمات دولت هر روز با اشتباهات بسیاری همراه میشد  تورم رشد بالاتری گرفت  تحریمات ایران رو به افزایش گذاشت وعده مبارزه با فساد اقتصادی یک دروغ بیش نبود .

 احمدی نژاد در این زمان برای بار دوم کاندید ریاست جمهوری شد و میر حسین موسوی نخست وزیر سابق ایران در سال های ابتدای انقلاب کاندیدی از اصلاح طلبان شده ودر میان آحاد مردم بویژه جوانان آزادی خواهان و طرفداران حقوق بشرطرفداران بی شماری را به خود اختصاص داد.

 بعد از مناظره های سیاسی که صدا و سیمای ایران در زمان انتخابات به نمایش گذاشت چهره کاندیدها بسیار واضح تر از تبلیغات پوستری خیابانی محرز شد و میر حسین موسوی با حمایت بسیاری از اقشار مردم هنرمندان و ورزشکاران محبوب افراد سر شناس داخلی و خارجی حمایت و تایید شد و اینچنین موج رنگ سبز نماد حزب سبز یا همان اصلاح طلبان همه جا را پوشاند .

مردم داخل و خارج کشور همه یکپارچه امیدوارم به تغییرات خوشایند در پای صندوق های رای حاضر شدند .

اما اتفاقی که افتاد غیر قابل پیش بینی و بسیار غافلگیر کننده بود در حالی که مردم می دانستند به چه کسی رای دادن و تمام داخل و خارج مطمین به پیروزی میر حسین موسوی داشتند اما نتایج شمارش آرا  محمود احمدی نژاد را برنده انتخابات اعلام کرد.

تقلب محرز در انتخابات ریاست جمهوری و اعلام پیروزی احمدی نژاد در عرصه رقابت موج عظیمی از مخالفت را با خود به همراه داشت.

مردم از همان روزهای ابتدای بعد از اعلام نتایج برای اعتراض به تخلف و تقلب آشکار انتخابات دست به راهپیمایی گستره زدند  در این میان کروبی هم که از کاندیداهای دیگر بود به میزان آرا خود اعتراض کرد و گفت گر چه می داند میر حسین موسوی  پیروز انتخابات است اما به میزان رای که اعلام داشتند او به دست آورده اعتراض دارد و در این مسیر اعتراض  به تقلب انتخابات همپای میر حسین موسوی و در کنار مردم ایستاد.

نتایج اعتراضات و راهپیمایی های گسترده مردم  در خرداد ماه سال هشتاد و هشت که خواستار رای خود شدند  با دستگیری های  مردم و سرکوب شدید حکومت همراه شد بسیاری از معترضان به انتخابات در خیابان در مقابل چشم تمام مردم و رسانه های دنیا زخمی شدند مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و کشته شدند در این خیابان برای اعتراض نداها ترانه و سهراب ها کشته شدند.

 بسیاری از معترضان به تقلب انتخابات به زندان های مخوف و بی نام و نشان فرستاده شدند و مورد شکنجه روحی و جسمی و جنسی قرار گرفتند.

 سرکوب و دستگیری معترضان  روزنامه نگاران و مدافعان حقوق بشر تا بدانجا ادامه دادند که به تهدید و حصر خانگی رهبران جنبش سبز میر حسین موسوی و کروبی هم رسید.

مبارزات مردم و جنبش سبز ایران با همه سرکوب ها هنوز در حال مبارزه است و در حال تاوان دادن برای آزادی برای احترام .

مردم ایران در خرداد سال هشتاد و نه و نود هم همچنان شاهد وقایع اعتراضی سال هشتاد وهشت بودند دستگیری و زندان و شکنجه و اعدام مخالفان همچنان ادامه داشته و اما امیدواریم  خرداد سال نود و یک شمسی شاهد وقایع شیرین برای ملت ایران باشیم.
نویسنده :  الهام اشرف جو
            


2012-05-03

چمدان



چمدان
 
اینجا ایستگاه....
پنج ثانیه دیگر حرکت دارد..
هیچ وقت معنای ثانیه را جز اینجا نفهمیدم
من می روم اما حکایت "قیصر امین پور" نیست
که قطار هم برود و تمام ایستگاه !
من رفتم و قطار هم...
...
اما ایستگاه سر جایش ماند..
اینجا ایستگاه برای کسی نمی رود...
فقط تو می روی!
 
 


پ.ن قسمتی از شعر "چمدان"
پ.ن. دوم برگرفته از کتاب شعر در آستانه چاپ "حوای بی هوا"
 الهام اشرف جو "الف دیبا"

2012-04-18

بر جای ما بیگانه ننگ است ای برادر!!


وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم،
دل در عبور از سد خار و خاره بندیم

گاه سفر آمد نه هنگام درنگ است
چاووش میگوید ما را وقت تنگ است

گاه سفر شد باره بر دامن برانیم
تا بوسه گاه وادی ایمن برانیم

وادی پر از فرعونیان و قبطیان است
موسی جلودار است و نیل اندر میان است

از هر کران بانگ رحیل آید به گوشم
بانگ از جرس برخاست وای من خموشم

دریادلان راه سفر در پیش دارند
پا در رکاب راهوار خویش دارند

گاه سفر آمد برادر گام بردار
چشم از هوس از خورد از آرام بردار

گاه سفر آمد برادر ره دراز است
پروا مکن بشتاب همت چاره ساز است

باید خطر کردن سفر کردن رسیدن
ننگ است از میدان رمیدن آرمیدن

تنگ است ما را خانه تنگ است ای برادر
بر جای ما بیگانه ننگ است ای برادر

فرمان رسید این خانه از دشمن بگیرید
تخت و نگین از دست اهریمن بگیرید

یعنی کلیم آهنگ جان سامری کرد
ای یاوران باید ولی را یاوری کرد

گر صد حرامی صد خطر در پیش داریم
حکم جلودار است سر در پیش داریم

حکم جلودار است بر هامون بتازید
هامون اگر دریا شود از خون بتازید

از دشت و دریا در طلب باید گذشتن
بیگاه و گاه و روز و شب باید گذشتن

گر صد حرامی صد خطر در پیش داریم
حکم جلودار است سر در پیش داریم

فرض است فرمان بردن از حکم جلودار
گر تیغ بارد گو ببارد نیست دشوار

جانان من برخیز بر جولان برانیم
زانجا به جولان تا خط لبنان برانیم

آنجا که جولانگاه اولاد یهودا ست
آنجا که قربانگاه زعتر، صور، صیداست

آنجا که هر سو صد شهید خفته دارد
آنجا که هر کویش غمی بنهفته دارد

جانان من اندوه لبنان کشت ما را
بشکست داغ دیر یاسین پشت ما را

جانان من برخیز باید بر جبل راند
حکم است باید باره تا دشت امل راند

باید به مژگان رُفت گرد از طور سینین
باید به سینه رفت زینجا تا فلسطین

باید به سر زی مسجدالاقصی سفر کرد
باید به راه دوست ترک جان و سر کرد

جانان من برخیز و بشنو بانگ چاووش
آنک امام ما علم بگرفته بر دوش

تکبیر زن لبیک گو بنشین به رهوار
مقصد دیار قدس همپای جلودار

همراه شو عزیز همراه شو عزیز



همراه شو عزیز
همراه شو عزیز
تنها نمان به درد
کین درد مشترک
هرگز جدا جدا
درمان نمی شود
دشوار زندگی
هرگز برای ما
دشوار زندگی
هرگز برای ما
بی رزم مشترک
آسان نمی شود
تنها نمان به درد
همراه شو عزیز
همرا شو
همراه شو
همراه شو عزیز
همراه شو عزیز
تنها نمان به درد
کین درد مشترک
هرگز جدا جداد
درمان نمی شود

2012-04-06

حرفهایی است برای گفتن..!









حرفهایی است برای گفتن

که اگر گوشی نبود نمیگوییم

و حرفهایی است برای نگفتن

حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند

حرفهای شگفت,زیبا و اهورایی همین هایند

و سرمایه ماورایی هرکس به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد

حرفهای بیتاب و طاقت فرسا

که همچون زبانه های بیقرار آتشند

و کلماتش, هریک، انفجاری را به بند کشیده اند

کلماتی که پاره های بودن آدم اند...

اینان هماره در جستجوی مخاطب خویشند

اگر یافتند، یافته می شوند...

...و

در صمیم وجدان او آرام می گیرند

و اگر مخاطب خویش را نیافتند، نیستند

و اگر او را گم کردند، روح را از درون به آتش میکشند

و دمادم

حریق های دهشتناک عذاب بر او میافروزند...

دکتر علی شریعتی






2012-03-29

آزاد آفریده شدیم تا آزاد زندگی کنیم


تصمیم خدا بر آفرینش من قطعی شد

فرشتگان را فرا خواند

از او پرسیدند این مخلوق قرار است چه باشد!؟

باد

خاک

 آب 
حیوان

گیاه

"انسان"


 اشرف مخلوقات گفت:

"قرار است انسان باشد"

فرشتگان پرسیدند:

پروردگارا شما هنوز از ادامه آفرینش انسان ناامید نشدی!؟

 من با خلق هر انسان می خواهم به او بیاموزم من هنوز به این خلقتم ایمان دارم

او را بیافرینید در سرزمینی که پیامبری به نام کورش دارد
می خواهم با من پارسی سخن بگوید

می خواهم از جنس زن باشد
همان قدر که قلبی از شیشه دارد

استواری ای از سنگ داشته باشد

در دورانی که خلق می شود

نامی بر او می گذارند که خود در آن نقشی ندارد

مذهبی به او میراث وار می رسد

نقشی را از زن بودن به او می آموزند

سنت های نادرستی را به او اجبار می کنند
قانونی را به او تحمیل می کنند
که پدرانشان ناخوانده پذیرفتند

من او را می آفرینم و بسیار کسانی همچون او را

تا تامل کند بر آنچه از او خواستند باشد برای آنها

تا آنچه که باید باشد برای من

نامش را انتخاب کند آن طور که دوست میدارد صدایش کنند!
مرا بیابد همان گونه که مرا درک می کند
نه آنگونه که به او به میراث رسیده!

سنت ها را بشکند تا بت تعصب و جهل شکسته شود
دانش بیاموزد و قانونش را تغییر دهد برای انسان وار زیستن

و .....
من آفریده شدم در یک روز سرد پاییزی

بوی عطر نم نم باران تمام جاده های سرزمین مرا خیس کرده بود
صدای ناله خورد شدن استخوان های فرسوده برگها
زیر پای هر عابری خش خش می کرد

آمدم در این دنیا تا من با تو ما شویم

و "رسالت زندگی مان را با این کلام به پایان رسانیم
انسان آفریده شدیم تا انسان وار زندگی کنیم

آزاد آفریده شدیم تا آزاد زندگی کنیم ".

"الهام اشرف جو"


2012-03-25

یادداشت پرویز دوایی بر کتاب شصت دقیقه تا آزادی



زندگينامه

پرويز دوايي متولد 1314 و فارغ التحصيل دانشكده ادبيات دانشگاه تهران در رشته زبان انگليسي است.
تسلط او بر زبان انگليسي موجب شد تا در ترجمه مقاله، متن گفت و گوي فيلم ها براي دوبله فعال باشد.
«راز كيهان»، «در ستايش سريال»، «سيري د...ر سينماي ژاپن»، «فن سناريونويسي»، «فرهنگ واژه هاي سينمايي»، «سينما به روايت هيچكاك» و «بچه هاليوود» ...
 شماري از آثار ترجمه شده توسط دوايي هستند. حاصل احاطه او بر زبان فارسي چند داستان كوتاه و انبوهي نقد و مقاله است كه همگي با زباني شيرين نوشته شده است.
«بازگشت يك سوار» نقل خاطرات و واگويي زندگي سينمايي دوايي در دوره كودكي و نوجواني است.
او علاقه خود را به سينما و ادبيات در دهه 1340 و آغاز دهه 1350 با نوشتن مقاله نقد سينمايي و ترجمه مقاله هايي درباره سينما و مشاركت درباره نوشتن فيلمنامه هاي سينمايي مثل «پروانه» يا «قدرت عشق» (ماردوك الخاص و روبرت اكهارت، 1347) و «هنگامه» (ساموئل خاچيكيان، 1347) و فيلم هاي كوتاه مثل «پسر شرقي» (مسعود كيميايي، 1354)، «ملك خورشيد» (علي اكبر صادقي، 1354)، «بهارك» (اسفنديار منفردزاده، 1355) و «لباسي براي عروسي» (عباس كيارستمي، 1355) با شور و شيفتگي كم نظيري نشان داده است.
دوايي نقدهايش را در مجله هاي سياه و سپيد، فردوسي، ستاره سينما، فيلم و هنر سينماي نو، نگين، بامشاد، هنر سينما، فرهنگ و زندگي، رودكي تماشا، فصل نامه فيلم، روشنفكر و سينما مي نوشت و هرگاه كه امضاي پرويز دوايي را نمي خواست، زير نوشته هايش را پ، پيك، پيام، پرويز، پ.د، پيرايه، پرويز شيوايي، پيمان و پندار و پژواك امضا مي كرد.
دوايي دبير جشنواره فيلم كودكان و نوجوانان بود و قبل از آنكه در سال 1351 براي خدمت به كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان منتقل شود كارمند روابط عمومي وزارت دارايي بود.
 او آخرين مقاله مطبوعاتي اش را در سال 1353 در مجله سياه و سپيد با عنوان «خداحافظ رفقا» نوشت و سپس براي يك دوره آموزشي به چك و اسلواكي رفت و همان جا ماندگار شد.
نخستين نوشته هاي دوايي در مجله ستاره سينما (1333) چاپ شد و تا سالي كه از ايران رفت به طور فعال و پيگير درباره سينما، اهالي سينما و فيلم ها نقد و مقاله نوشت. او همان قدر كه از فيلم ها و فيلمسازان موسوم به موج نو حمايت مي كرد در قبال سينماي موسوم به روشنفكرانه يا سكوت مي كرد يا به نفي آن مي پرداخت.
دوايي به درك و دريافت هاي حسي از فيلم ها و تاثيرهاي احساسي فيلم ها بر بيننده بسيار اهميت مي داد و نقدهايي را كه بر فيلم هاي مورد علاقه اش مي نوشت با لحني شاعرانه و پراحساس مي آميخت.
 نقد طولاني او بر فيلم «سر گيجه هيچكاك» (در نشريه فيلم، 1341) از اين حيث يك نمونه است.
یادداشت و نقد "پرویز دوایی" بر کتاب "شصت دقیقه تا آزادی"


کتابِ [«شصت دقیقه تا آزادی»] آن خانمِ الهام [اشرفجو] بخصوص خیلی خوب بود برایِ ما
و باز خیلی امیدوارکننده و دلپذیر بود برایِ ما وجودِ این حساسیّتها و استعدادهایِ درخشان در جوانانِ امروزِ ما ـ
که آدم رویِ یک زمینه و دلایلی، برایش به شکلِ ایجادِ توازُن و تعادُل، خیلی خیلی دلگرم کننده است حضورِ این استعدادها در سینما، در نوشتنها، در نقاشیها و زمینه هایِ دیگر...
متانتِ بیانِ این دخترخانم بخصوص خیلی تحسین انگیز بود که معنی اش اتکاء به هوش و دریافتِ خواننده‍ی مخاطبش هست که در نتیجه، مبالغه و اصرار نمیکند و روان و راحت و خویشتندار حرفش را میزند و روایتش،
در همین اختصار، خیلی گویا هست و نمودارِ خوبی است از یک وَجه از زندگیِ امروزِ آنجا از دید و با بیانی زنانه (ببخشید، خانمانه!)...
 و چه زنده و واقعی و باورپذیرند آدمها که البته نتیجه‍ی تیزبینیِ و هوشِ بیننده‍ی این صحنه هاست و استادی اش درترسیم و تجسمِ آنها، با چند تا خطِ قاطع و ظریف...

ششمِ مارس ۲۰۱۲