دکتر محمد مصدق در سال 1261 هجري شمسي در تهران، در يک
خانواده اشرافي بدنيا آمد.
مصدق در سال 1287 شمسي براي ادامه تحصيلات خود
به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصيل در مدرسه علوم سياسي پاريس به سويس رفت و در اين
مرحله به اخذ درجه دکتراي حقوق نائل آمد.
دکتر مصق در دوره پنجم و ششم مجلس شواري ملي به وکالت
مردم تهران انتخاب و در همين زمان که با صحنه سازي سلطنت خاندان قاجار منقرض و رضا
خان سردار سپه و نخست وزير فعلي به مقام پادشاهي رسيد، او قاطعانه با اين انتخاب به
مخالفت برخاست.
زمانيکه عمر مجلس ششم به پايان رسيد و رضا شاه با ديکتاتوري مطلق
فاتحه حکومت مشروطه و دمکراسي را خواند، دکتر مصدق طي ساليان دراز خانه نشين شد و
در اواخر سلطنت پهلوي اول که همه رجال سابق يا از بين رفته بودند و يا دست بيعت به
حکومت داده بودند، مصدق به زندان افتاد ولي پس از چند ماه آزاد شد و تحت نظر در ملک
خود در احمد آباد مجبور به سکوت شد. رضا شاه در سال 1320 پس از اشغال ايران بوسيله
قواي روس و انگليس، از سلطنت برکنار گشت و به آفريقاي جنوبي تبعيد گشت و دکتر مصدق
به تهران برگشت.
در انتخابات دوره 15 مجلس بخاطر مداخلات نامشروع قوام
السلطنه ( نخست وزير ) و شاه مانع شدند تا دکتر مصدق قدم بمجلس بگذارد و انگليسيها
بتوانند قرارداد تحميلي سال 1933 دوره رضا شاه را که بمدت 60 سال حقوق ملت ايران را
از نفت جنوب ضايع مي ساخت، در دولت ساعد مراغه اي تنفيذ سازند. خوشبختانه بر اثر
فشار افکار عمومي مقصود انگليسيها تامين نشد و عمر مجلس پانزدهم سر رسيد. در همين
دوران بود که دکتر مصدق و همراهان وي اقدام به پايه گذاري جبههً ملي ايران را
نمودند ( 1328 ).
بر خلاف انتظار انگليسي ها، در انتخابات مجلس 16 با همه
تقلبات و حمايت شاه و دربار صندوقهاي ساختگي آرا تهران باطل شد و هژير وزير دربار
دست نشانده والاحضرت اشرف بقتل رسيد و در نوبت دوم انتخابات، دکتر مصدق و گروهي از
يارانش که هنوز دو سه نفري از آنها راه خيانت در پيش نگرفته بودند، بمجلس راه
يافتند؛ که در همين مجلس پس از کشته شدن سپهبد رزم آرا، طرح ملي شدن صنايع نفت جنوب
به رهبري دکتر مصدق تصويب شد و اندکي بعد در شور و اشتياق عمومي دکتر مصدق به نخست
وزيري رسيد تا قانون ملي شدن صنعت نفت را به اجرا در آورد.
در ارديبهشت ماه سال 1330 دکتر مصدق با تکيه به راي
اعتماد اکثر نمايندگان مجلس به نخست وزيري رسيد.
نخستين اقدام دکتر مصدق پس از
معرفي کابينه، اجراي طرح ملي شدن صنعت نفت بود.
دکتر مصدق برا ي جلوگيري از کارشکنيهاي ارتش درخواست
انتقال وزارت جنگ به دولت را از شاه نمود که اين درخواست از طرف شاه رد شد به
همين دليل دکتر مصدق در 25 تيرماه 1331 در مقام نخست وزيري
استعفا ميکند.
در روز 28 مرداد ماه 1332 دولتين آمريکا و انگليس با
اجراي نقشه دقيقتري دست به کودتاي ديگري عليه دولت ملي دکتر مصدق زدند که اينبار
باعث سقوط دلت مصدق گشت.
در روز 29 مرداد دکتر مصدق و يارانش خود را به حکومت
کودتا به رهبري ژنرال زاهدي تسليم کردند.
در دادگاهي نظامي، دکتر مصدق با برملا کردن اسرار
کودتاي 25 و 28 مرداد چهره کودتاچيان را نزد جهانيان رسوا ساخت.
در پايان دادگاه وي
را به 3 سال زندان محکوم کردند و پس از گذراندن 3 سال زندان، دکتر مصدق به ملک خود
در احمد آباد تبعيد گشت و تا آخر عمر تحت نظارت شديد بود.
در 14 اسفند ماه 1345 دکتر محمد مصدق بدليل بيماري
سرطان، در سن 84 سالگي دار فاني را وداع گفت. پيکر مطهر وي در يکي از اتاقهاي خانه
اش در احمد آباد به خاک سپرده شد.
گاندي در دوم اكتبر 1869 در روستايي در ايالت گجرات هند متولد شد.
هجده ساله بود كه به راهنمايي يكي از دوستان خانوادگي، براي ادامه تحصيل به انگلستان فرستاده شد.
در آغاز ورود به لندن نهايت كوشش خود را به كار برد كه جنتلمن واقعي باشد، اما اقامت در لندن و آشنايي با محافل دانشگاهيان و شرق شناسان طبيعت ثانوي او را كامل كرد و از اين جوان محجوب، يك مرد شرقي مبادي آداب، آرام و كامل ساخت.
در سال 1891 به وطن بازگشت و در بمبئي به وكالت پرداخت و پس از چندی به عنوان وكيل يك شركت تجاري مسلمان و هندي استخدام شد .
در سال 1893 عازم شهر ناتال در آفريقاي جنوبي شد. در آفريقاي جنوبي او با مشاهده تبعيض نژادي، به خصوص در قبايل اقليت هندي تبار اين كشور، نهضت مبارزه با تبعيض نژادي را پايه گذاشت.
او خاطره تلخ كتك خوردن مأمور قطاري را كه به او اجازه داد در كوپه درجه يك بنشيند تا پايان عمر فراموش نكرد.
گاندي در حالي به وطن برگشت (سال 1917) كه شهرت خاص و عام يافته بود.
ناشناس از وطن رفته و سرشناس برگشته بود. از حدود سالهاي بعد از جنگ جهاني اول تا بعد از جنگ جهاني دوم يعني حدود گاندی سی و سه سال بي وقفه براي نجات مردم خود و استقلال كشورش از يوغ انگليسيها مبارزه كرد.
بالاخره بعد از تحمل رنج هاي فراوان در اين راه و همراهی افرادی چون «جواهر لعل نهرو» در آگوست 1947 كشور هند را به استقلال و مردمش را به آزادي رسانيد.
گاندی پس از اعلام استقلال حاضر به قبول مقامي در حكومت هند نشد و رهبري كنگره را به نهرو داد.
شيوه مبارزه ای مهاتما گاندی در نوع خود در جهان بي نظير بوده است.
شيوه مبارزه او امروزه در جهان به عنوان يك الگو و فلسفه مطرح است، او هميشه بر حقيقت، صلح و عدم خشونت برای رسيدن به مقاصد تاكيد فراوان داشت.
بعدازظهر روز 30 ژانويه 1948، تنها پنج ماه پس از استقلال هند، هنگامي كه مهاتما گاندي از خانه موقتي اش در دهلي به طرف يك جلسه دعا مي رفت، از ناحيه شكم و سينه هدف سه گلوله قرار گرفت و جان سپرد.
گردآوری: الهام اشرف جو


Inga kommentarer:
Skicka en kommentar