نوروز برابر با یکم فروردین ماه (روزشمار خورشیدی)، جشن آغاز سال و
یکی از کهنترین جشنهای به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان می باشد و هنوز مردم
مناطق مختلف فلات
ایران نوروز را جشن میگیرند.
زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است.
جشن نوروز از آیینهای باستانی و ملی ایرانیان میباشد. اگرچه
مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود
دارد.
با استناد بر نوشتههای بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز
در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استانهای گوناکون که پیشکشهایی نفیس
همراه خود برای شاهان آورده بودند میپذیرفتند.
گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی
(۴۲۱ - ۴۸۶ پ م)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ
بابلیان بود دیدن میکرد.
همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و
تشریفات خاصی جشن میگرفتند.
صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ میشد.
سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد میشد و سپس والامقامترین موبد در
حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکههایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم،
مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ میشد.
پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای
خود را تقدیم شاه میکردند. شاه پیشکشهای نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا
را میان حاضران پخش میکرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در
محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته میشد.
در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را
کف کاخ میپاشیدند و تا روز ۱۶
فروردین که به آن روز مهر میگفتند، آنها را برنمی داشتند.
جشنهایی که از آن روزگار به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچکتر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن میآید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سین است.
نوروز در گذشته دارای آداب چندی بودهاست که امروز تنها برخی از
آنها برجای مانده و پارهای در دگرگشتهای زمانه از بین رفتهاند. از رسمهای بجا
مانده یکی راه افتادن حاجی
فیروز است.
مراسم
های استقبال از نوروز
خانهتکانی
خانهتکانی از دیگر آئینهای نوروز است. ده پانزده روز مانده به
نوروز (سال نو)خانه تکانی شروع میشود. در این آئین، همه وسایل خانه گردگیری و
شستشو میشود و پاک و پاکیزه میگردد.
پس از خانه تکانی، نوبت
سبزه کاشتن میشود. مادران حدود یک هفته مانده به
نوروز، مقداری گندم و عدس و ماش و شاهی در ظرفهایی زیبا میریزند و خیس میدهند
تا آهسته آهسته بروید و برای سفره نوروزی آماده گردد.
یک هفته پیش از آغاز سال نو، زمان
ارسال کارتهای شادباش فرا میرسد، فرستادن کارت شادباش برای همه دوستان و
آشنایان، و اقوامی که در دیگر کشورها یا شهرها زندگی میکنند.
دید و بازدید رفتن تا پایان روز ۱۲
فروردین ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به دیدن اقوام نزدیک،
مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر و بزرگترهای قوم و خانواده میروند.
روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا میرسد و سر فرصت به دیگر اقوام و
دوستان سر میزنند و دیدارها تازه میکنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورتهایی
که پیش آمده از احوال پرسی یکدیگر سر باز زده باشند، این روزها را فرصت مغتنمی
برای رفع کدورت میشمارند و راه آشتی و دوستی در پیش میگیرند.
در این ایام گروه زیادی از مردم به شهرهای دیگر و نقاط خوش آب و
هوا ی کشور که در ایام نوروز از آب و هوای معتدل برخوردار است، سفر میکنند. اما
این سفرها نیز خالی از دید و بازدید نیست. مردم به دیدار یکدیگر میروند و دیگران
را به شام و ناهار دعوت میکنند.
اغلب مردم، روز اول عید نوروز سبزی پلو و ماهی، کوکو سبزی و آش می
خورند. اگرچه غذاهایی دیگری نیز رواج دارد. برای مثال کردها صبح روز اول عید خورشت
قورمه سبزی می پزند.
آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بیش از امروز بودهاست.
تا چند دهه پیش در برخی نواحی ایران، نوروزی خوانی مرسوم بودهاست. در گیلان و مازندران و آذربایجان، از حدود یک ماه پیش
از فرارسیدن نوروز، کسانی در روستاها راه میافتادند و اشعاری در باره نوروز میخواندند.
اشعاری که بنا بر تعلقات مذهبی شیعیان با مضامین مذهبی آمیخته بود و ترجیع بند آن
چنین بود:
باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهید بر دوستان، ...
این پیکهای نوروزی در مقابل نوروزی خوانی از مردم پول یا کالا میگرفتند
و سورسات نوروزی خود را جور میکردند.
تا چهل پنجاه سال پیش به راه انداختن «میر نوروزی» نیز یکی از آئینهای
رایج بودهاست.
داستان میر نوروزی این است که در پنج روز آخر سال اداره و
فرمانروایی شهر را به فردی از پائینترین قشرهای اجتماعی میسپردند و او نیز چند
تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب میکرد و فرمانهای شداد
و غلاظ علیه ثروتمندان و قدرتمندان میداد.
آنها نیز در این پنج روز حکم او را کم و بیش مطاع میدانستند و
تنها در موارد پولی به چانه زدن میپرداختند. پس از آن پنج روز نیز میر نوروزی
مطابق سنت از مجازات معاف بود و هیچ کس از او بازخواست نمیکرد که چرا در آن مدت
پنج روز چنین و چنان کردهاست.

Inga kommentarer:
Skicka en kommentar